مهدى مهريزى وهادى ربانى

59

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )

دارد به رقّيت اجانب تمكين نخواهند كرد . . . در طريق حفظ استقلال مملكت ، كه اوّلين وظيفهء دينيه مسلمين است ، حاضر و مهيّا خواهد بود . مقام رياست روحانيهء اسلاميه هم در دفاع از حوزهء مسلمين ، از هر نحو اقدامى كوتاهى نخواهد كرد . . . » . « 1 » با وجود اين تلگراف‌ها ، نه تنها روسيه قشون خود را از ايران فرا نخواند ، بلكه به سالدات‌هاى خود دستور داد كه تا قزوين پيش‌روى كنند و تهران را در معرض خطر سقوط قرار دهند . در تهران ، مردم باغيرت و حميّت ، دست به كار شدند و براى دفاع از مملكت گردهم آمدند . زنان ، كفن‌پوشان شعار مىدادند : اگر مردها جرأت مبارزه و جهاد را ندارند ، اجازه دهند ما به جهاد برويم . اوّلين واكنشى كه در نجف به وقوع پيوست ، ترك نماز جماعت و درس و بحث بود كه در حمايت از ايران صورت گرفت . كسروى مىنويسد : « . . . خروش مردم روز به روز بيشتر مىشد . در عراق ، آخوند خراسانى و حاج شيخ مازندرانى به كوشش برخاستند و نخست فتوا به ترك كالاهاى روس داد ، و آن را با تلگراف به همه جا آگاهى فرستادند و سپس آخوند بر آن شد كه خويشتن براى جهاد و شورانيدن مردم به جنگ روسيان به ايران آيد و بى درنگ به آمادگى پرداخت . اين كار جنبش مردم را چندين برابر گردانيد ، در همه جا ، علما به كار برخاستند ؛ مردم را به ترك كالاى روسى واداشتند . ايرانيان از سال‌ها عادت به چاى خوردن دارند ، ولى چون قند آن روسى بود و چاى نيز از خاك روس به ايران مىآمد ، در اين هنگام ، آن را رها كردند و به جاى چراغ نفتى ، شمع روشن كردند . از هر چه كالاى روسى بود پرهيز نمودند . در تهران ، جوانان و شاگردان دبستان‌ها ، در خيابان‌ها گرديده مغازه‌ها و دكان‌ها را از خريد و فروش كالاهاى روسى باز مىداشتند و هرگاه يكى گوش نمىداد ، شيشه‌هاى مغازه‌ها و دكان‌ها را مىشكستند . . » . « 2 »

--> ( 1 ) . مرگى در نور ؛ زندگى آخوند خراسانى ، ص 50 - 249 ( 2 ) . تاريخ هيجدهء ساله آذربايجان ، ص 241